الملا فتح الله الكاشاني
90
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
اطراف ايشان كرد بر خلاف يكديگر و ايشان را بر دار كشيد و بعضى گفتهاند كه بر ايشان غالب نشد لقوله تعالى أَنْتُما وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ و اصح و اشهر قول اول است و عجب از حال اين جماعت كه بامداد كافر بودند و چاشتگاه ساحر گشتند و در سحر اظهار مبالغه كردند و سوگند خوردند بعزت فرعون و نماز پيشين مؤمن شدند و نماز پسين شهيد گشتند و نماز شام ببهشت رسيده بودند مرويست از ابن عباس كه چون سحره ايمان آوردند از بنى اسرائيل ششصد هزار مرد منقاد شدند و بدايرهء اسلام درآمدند * ( وَقالَ الْمَلأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ ) * و گفتند اعيان و اشراف از قوم فرعون و ملازمان او بر وجه انكار * ( أَ تَذَرُ مُوسى ) * آيا ميگذارى و دست باز ميدارى از موسى * ( وَقَوْمَه ) * و گروه او را * ( لِيُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ ) * تا تباهى كنند در زمين مصر و مردم را از تو باز ميدارند و استيلا بر ما ميكنند * ( وَيَذَرَكَ ) * و ميگذارد ترا موسى يعنى پرستش تو را ترك مىكند * ( وَآلِهَتَكَ ) * و دست باز ميدارد از پرستش خدايان تو ايراد يذرك بصيغهء مفرده جهت آنست كه نزد ايشان رفع موسى اهم بود از قوم او زيرا كه قوم او تابع او بودند و هر گاه كه كار او ساخته شد هر آينه ايشان مغلوب و مخذول خواهند شد و قوتى نخواهند داشت كه تمرد كنند و از طاعت و عبادت فرعون سر به پيچند مرويست كه فرعون بپرستش خود ميفرمود و خود كواكب را ميپرستيد و بروايت حسن فرعون بت پرست بود پس او هم عابد بود و هم معبود و سدى گفته كه فرعون پيش از آنكه دعوى خدايى كند گوساله پرست بود و قوم او نيز گوساله پرستيدندى و مجاهد بر آنست كه مردمان او را ميپرستيدند و او چيزى را نه مىپرستيد و اصح آنست كه او بر صورت خود بتان ساخته بود و هر يك از قومى را بتى داده بود كه آن را بپرستيد تا او شما را به من نزديك گرداند و از اين جهت ميگفت كه أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلى اينها خدايان خوردند و من خداى بزرگ ترم القصه اعيان تختگاه فرعون او را تحريص كردند بر قتل موسى و قوم او و فرعون چون دانست كه بر قتل موسى قادر نيست * ( قالَ ) * گفت در جواب ايشان كه * ( سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ ) * زود باشد كه بكشيم پسران ايشان را * ( وَنَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ ) * و زنده بگذاريم زنان ايشان را تا خدمت كنند هم چنان كه پيش از اين ميكرديم تا موسى بداند اكنون كه قهر و غلبهء كه پيش داشتيم همان داريم و به جهت او فتورى در شوكت و تسلط ما راه نيافته و توهم نكند كه او آن مولودى است كه منجمان حكم كردهاند كه زوال ملك ما بر دست او باشد * ( وَإِنَّا فَوْقَهُمْ ) * و بدرستى كه ما بر ايشان * ( قاهِرُونَ ) * غالبانيم و همهء ايشان مقهور حكم مااند چون اين تهديد بسمع بنى اسرائيل رسيد مضطرب شده بطريق استغاثه روى بموسى آوردند و بعد از مشاهده